أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
407
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
عينى « 1 » بر من خوان ، ميخواندم چون به اين جا رسيدم مرا گفت : راست گفتى ، آنگه به عقب اين گفت : و لم ار مثل ذاك اليوم يوما * و لم ار مثله حقّا أضيعا ديگرى گفت : النصّ فى يوم الغدير جلىّ * فدعوا العناد فما الّصباح خفىّ إذ قام فى الخلق النّبىّ مبلّغا * عن ربّه انّ الأمام علىّ اشارة - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دو بار على عليه السّلام را بر دو گروه عرضه كرد روز مباهله بر دشمنان ؛ از مباهله بمصالحه آمدند ؛ روز غدير بر دوستان ؛ از مؤالفت بمخالفت آمدند ، ابو سعيد خدرى گفت : و اللّه ما تفرّقنا حتّى نزل « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » رسول خداى گفت : اللّه اكبرانّ كمال الدّين و تمام النعمة و رضى الرّب برسالتى و بولاية علىّ من بعدى ، آنگه روى بعلى كرد گفت : يوم بيوم انّ اللّه لا يضيع اجر من احسن عملا ، روزى به روزى و خداى تعالى رنج نيكوكاران ضايع نگرداند و آن روز آن بود كه مرحب بدر آمد و على پيش او رفت و او را بكشت با چند شجاع ديگر ، جبرئيل آمد و گفت : يا رسول اللّه انّ له عندك يوما بيومه ، او را نزديك تو روزى است ببدل اين روز ، گفت : چگونه ؟ - گفت : چنان كه او امروز بذل جهد و افراغ وسع مىكند در نصرت تو و اظهار دين تو ، ترا فردا بذل جهد مىبايد كردن در اظهار ولايت و امامت او ، گفت : كى باشد اين ؟ - گفت : چون وقت آيد من بيايم و اعلام كنم ، چون روز غدير بود آمد و آيت آورد : فهذا معنى قوله : يوم بيوم . عبد اللّه مسعود گويد كه : روز أحد امير المؤمنين على نيزهء در دست ميگردانيد و از راست و چپ و پيش و پس مردمى افكند رسول گفت : لا تقيّة فى الاسلام بعدك ، ما عذر من كتم الحقّ و انت ناصره ، چون اين روز بود و آيت آمد على عليه السّلام را بخواند و اين حال با او بگفت و در اين كار انديشه ميكرد امير المؤمنين على عليه السّلام گفت : يا رسول اللّه ياد دارى كه مرا گفتى : ما عذر من كتم الحقّ و انت ناصره فاليوم ما عذر من كتم الحقّ و اللّه عاصمه ، آن روز گفت يوم بيوم آن روز روز يأس بود اين روز روز يأس بود يأس كافران بود آن روز كه در دست او بأس بود
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح : « عينيه » .